بديع الزمان فروزانفر
137
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
بحر تلخ و بحر شيرين در جهان * در ميانشان بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ برزخ : حائل ميان دو چيز ، فاصلهى مرگ تا رستخيز ، عالم مثال ، روح اعظم ، صورت محسوس مرشد ، جسم . ( كشاف اصطلاحات الفنون ، محيط المحيط در ذيل : برزخ ) . اشاره است به : مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ ، بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ . ( الرحمن ، آيهى 19 ، 20 ) كه عامهى مفسرين آن را به درياى شور و شيرين و دريايى در آسمان و دريايى در زمين و خليج پارس و بحر الروم و درياى محيط و درياهاى ديگر و شيعه به على و فاطمه و برزخ را به حضرت رسول اكرم ( ص ) و لؤلؤ و مرجان را به حسن و حسين عليهما السلام تفسير كردهاند و صوفيه به كفر و ايمان و قلب و نفس و خوف و رجا و قبض و بسط و انس و هيبت تاويل كردهاند و مقصود مولانا به احتمال قوى نفاق و اخلاص يا كفر و ايمان و يا اخلاق نيك و اوصاف زشت است . جع : تفسير سهل بن عبد اللَّه تسترى ، چاپ مصر ، ص 147 ، تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 27 ، ص 68 ، تفسير ابو الفتوح ، طبع طهران ، ج 5 ، ص 207 ، لطايف الاشارات از ابو القاسم قشيرى ، نسخهى عكسى ، تفسير امام فخر رازى ، ج 8 ، ص 19 ، بيان السعادة ، طبع ايران ، ج 2 ، ص 250 ) . وانگه اين هر دو ز يك اصلى روان * بر گذر زين هر دو رو تا اصل آن مىتوان گفت كه ايمان و كفر و تمامت صفات متضاد بايجاد حق وجود يافته و منشا آن همه يك چيز است و اگر در عالم خارج اختلاف دارند نظر به اصل كه ايجاد موجد است هيچ اختلافى موجود نيست و شايد كه ناظر باشد بعقيدهى صوفيه كه جميع كائنات را مظهر اسما و صفات حق مىدانند و بنا بر اين ، كفر ، مظهر اسم « مضل » و ايمان مظهر اسم « هادى » است و مبدا اين هر دو يكى است پس سالك